تبلیغات
شهدای وینیچه وقلعه میرزمان - شهید ابراهیم نصراللهی

شهدای وینیچه وقلعه میرزمان
 
پایگاه بسیج شهید مفتح

 

شهید ابراهیم نصراللهی بالاتر از آرزو

 

نام: ابراهیم *** شهرت: نصراللهی *** نام پدر: امامقلی *** تاریخ تولد: ‌1344 *** محل تولد: ‌وینیچه *** تاریخ شهادت: 1/8/62 *** محل شهادت: مریوان *** نام عملیات: والفجر ***  محل دفن: گلستان شهدای وینیچه

 

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه                       هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه

افتاده سری سویی، گلگون شده گیسویی               دیگر نبود دستی، تا موی کند شانه

 

ماجرای حماسه كربلا داستانی است ماندگار از فداكاری و ایثار جوانی تازه‌داماد كه همة هستی خود را نثار امام و مقتدای خود كرد.

 

گذشتن از جوانی و حجلة دامادی و برگزیدن شهادت، كاری است كارستان و داستانی است عجیب كه در تاریخ به ندرت روی داده است. ولی این اتفاق در ایام هشت سال دفاع مقدس ما بارها در مقابل دشمن قسم‌خورده رخ داد که یكی از آنها روایت زندگی و شهادت طلبه شهید ابراهیم نصراللهی است.

طلبه شهید ابراهیم نصراللهی، در سال 1344 در یكی از محله‌های شهر دیزیچه به‌ نام وینیچه (قلعه میرزا زمان) پا به عرصه وجود گذاشت و با آنكه فقط هجده بهار از زندگی‌اش گذشته بود، برای همیشه جاودانه شد

 

شهید ابراهیم نصراللهی پس از طی‌كردن كودكی و پاگذاشتن در دوران نوجوانی و پایان دورة راهنمایی، از آنجا كه اشتیاق و كشش‌ مذهبی در روح و جانش خانه كرده بود، پا به حوزه علمیه اصفهان گذاشت تا با فراگیری معارف اسلامی، روح تشنه خود را سیراب كند. او مشتاق بود در سنگر فرهنگی هم منبع خیر و بركت باشد؛ بنابراین، همزمان با فراگیری دروس حوزه، در كمیته فرهنگی جهاد سازندگی منطقه نیز پا به عرصه فرهنگی نهاد تا بدین وسیله بتواند به جوانان این ناحیه خدمت كند.

 

شهید ابراهیم نصراللهی آنچنان مشتاق هدایت و آگاهی جوانان بود که از درآمد مختصر خود هدایایی تهیه می‌كرد تا به عنوان جایزه به جوانان مستعد هدیه كند و باعث تشویق آنها را گردد. او برای فریضه امربه‌معروف و نهی از منكر هم اهمیت بسیاری قایل بود و به‌ همین سبب برای او دردسر درست می‌شد. همان دردسرها و کارشکنی‌ها روح چون آینه او را آزار می‌داد و روان بی‌قرارش را آرام نمی‌گذاشتند.

طلبه جوان نصراللهی، با شروع جنگ تحمیلی برای اینكه بتواند به جبهه برود، برای آموزش­های رزمی- نظامی به پایگاه الغدیر اصفهان رفت و این دوره را با موفقیت طی كرد. او با اینكه مدتی بیشتر از هشت ماه از ازدواجش نگذشته بود، عشق الهی را به تمام آمال و آرزوهایش ترجیح داد و پا در جبهه گذاشت و به عنوان رزمنده آر.پی.جی.زن، آتش خشم خود را بر سر دشمنان ریخت. او پس از روزهای حماسه و ایثاری كه پشت سر گذاشت، سرانجام در اول آبان 1362 به سوی معبود خود پر كشید.

وصیت­نامه شهید ابراهیم نصراللهی

بسم رب الشهداء والصالحین

«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ[1]»

(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.



[1] آل عمران:169

با نام آن خداوندی كه تمام ابرقدرت‌ها از نام او، یعنی الله اكبر به لرزه درآمده­اند. برادران و خواهران مسلمان! امام را تنها نگذارید كه مورد خشم خدا قرار می‌گیرید و فردا و روز قیامت جواب پیامبر (ص) را نمی‌توانید بدهید كه از شما سؤال می‌كنند :« از یار و یاور من چه بهره‌ای بردید و آیا او را یاری كردید؟» وای به حال افرادی كه بخواهند امام را تنها بگذارند و در این مورد سستی كنند و از این نعمت الهی بهره‌ای نبرند. برادران ! اگر خدای ناكرده یاور امام نبوده‌اید، توجه كنید كه خداوند ‌توابین را دوست دارد و آغوشش برای توبه‌كنندگان خود باز است و آنها را به‌خوبی می‌پذیرد. به خود جنبیده و این اسطوره تاریخ را سرمشق خود قرار دهید. آری، او نعمت الهی است. او دل‌سوخته مستضعفان و بیچارگان و بینوایان است. زندگی او علی‌گونه است. ‌او نوازش‌كننده یتیمان است

 

پیامی دارم برای پدر، مادرم،‌ همسر، ‌خواهرم، برادرانم و جوانان و نوجوانان و اهالی روستا....

پدر و مادر عزیزم سلام! اما پس از سلام، باید ببخشید كه نتوانستم در زندگی برای شما مثمر ثمر باشم و ببخشید از اینكه با شما خداحافظی نكردم و به جبهه آمدم. شما باید این را بدانید كه اگر كسی شوق خدا در قلب او راه پیدا كرد و اگر عشق حسین(ع) و امام زمان(عج) بر قلب او نقش بست، چه حالتی دارد؟ حالتی به او دست می‌دهد كه خیال می‌كند، دیگر در دنیا نیست و در عالم دیگری است. این دنیا برای او همچون قفس تنگی می‌شود.‌ همیشه ناراحت است و مثل اینكه یك چیزی را گم كرده، ‌به دنبال گم‌كرده خود می‌گردد. شهدا ‌گم‌كرده خود را پیدا كرده‌اند و به‌سوی او رفته‌اند. به هر حال مرا ببخشید و نگذارید كه خون مرا یك عده از خدا بی‌خبران پایمال كنند. به آن افرادی كه خود شما می‌دانید، بگویید كه فرزند ما از دست شما گله داشت كه این چنین او را به خاطر طرفداری از حق زیر مشتان خود قرار دادید. من به رسول الله (ص) گله می‌كنم كه چگونه مرا مظلومانه كتك زدند.

اما پیامی به همسرم، خواهرم. شما همچون زینب (س) در زندگی رفتار كنید و زینب‌گونه باشید. صبر را پیشه خود سازید كه «إِنَّ اللهَ مَعَ­الصّابِرین». خداوند با صابرین است. آری خداوند در قرآن كریم می‌فرماید: «ما بندگان خود را امتحان می‌كنیم». البته از راه‌های گوناگون و وای به حال افرادی كه از این امتحان مردود شوند و خوشا به حال افرادی كه در این امتحان قبول شوند. به هرحال رفتار شما در زندگی همچون حضرت زهرا(س) باشد.

اما پیامی به برادرانم. شما هم مسائل اسلام را رعایت كنید و طوری با مردم رفتار كنید كه در بین آنها الگو باشید. برخورد شما با مردم طوری باشد كه خدای نكرده یك موقع مردم - البته

 

عده‌ای بخصوص- نگویند چون برادر شهید است، می‌خواهد سوء‌استفاده كند. عزیزانم پدر و مادرم را دلداری دهید وآنها را تنها نگذارید.

پیامی برای جوانان ونوجوانان : ای جوانان عزیز! ‌ای نیروهای پاینده اسلام! ای مجاهدان راه خدا! بیدار و هشیار باشید كه دشمن در كمین است. این را بدانید كه دشمن هیچ موقع بیكار ننشسته و همیشه در صدد براندازی نیروهای اسلام است. تقوا را پیشه خود سازید كه خدا پرهیزكاران را دوست دارد. زیاد مطالعه كنید. كتاب است كه انسان را از لجن‌زار جهنم، نجات می‌دهد و او را به گلزار می‌كشاند. مطالعه كنید كه بی‌عمل به هیچ دردی نمی‌خورد و قرآن و نهج‌البلاغه را زیاد مطالعه كنید كه هرچه داریم از این دو كتاب مقدس، مفید و ارزنده داریم. چون آن دو كتاب راهنمای بشریت هستند و انسان را از كارهای ناشایست نهی و به كارهای خوب و پسندیده دعوت می‌نماید.

آری آری جوانان عزیز! از این امانت بزرگ كه شهید عطائی در اختیار شما گذاشت (كتابخانه مسجد محل) به طور احسن استفاده كنید. چراکه كتابخانه، ‌شعور فرهنگی هر دولت و ملتی است. شهید عطائی زحمات فراوانی به خاطر این كتابخانه كشید. ‌آن را به هیچ عنوان رها نكنید كه فردای قیامت، شهید عطائی درمورد امانتش ‌از شما سؤال می‌كند.

 

پیامی به اهالی روستا، به این باخدایان، به این مؤمنین، ‌به این زحمتكشان، ‌آری آری، اهالی روستا، ‌شما هم در سنگر كشاورزی با ابرقدرت‌ها ‌بجنگید كه كشاورزی در این عصر مستحب است. روزهای جمعه كار و خانه و زندگی خود را رها كنید و به سوی نماز جمعه این میعادگاه عاشقان الله بشتابید. خوشا به حال آن افرادی كه نماز جمعه‌شان ترك نمی‌شود. بلی این نماز جمعه است كه تمام ابرقدرت‌ها را به لرزه در می‌آورد و دست و پایشان را خورد كرده است. پشتیبانی خود را از ولایت فقیه در نماز جمعه اعلام كنید  تا مشت محكمی باشد‌ بر دهان آن افرادی كه ولایت فقیه را قبول ندارند (مثل انجمن حجتیه كه نوكر آمریكا و شوروی است). شما باید بر دهان این از خدا بی­خبرها بزنید. هوشیار و بیدار باشید.‌ حواس خود را جمع كنید كه در خواب غفلت فرو نروید و مساجد را خالی نگذارید كه امام عزیز فرمود: «مسجد سنگر است، سنگرها را حفظ كنید». از شما مردم غیور می‌خواهم كه اگر در روستا اشتباهی و یا ناراحتی از من دیدید‌،‌ به بزرگی خود ببخشید. در پایان چند گله دارم به بعضی افراد كه من از دست آنها راضی نیستم. ‌به خاطر اینكه آنها مرا به علت طرفداری از حق، مظلومانه‌ كتك زدند. به هر حال اینها باید توبه كنند كه خداوند توابین را دوست می‌دارد.

 

خداحافظ شهر خون و حماسه! ‌خداحافظ ای شهر شهیدپرور و خداحافظ ای شهر قیام!

 خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار، رزمندگان اسلام، در جنگ حق و باطل، پیروزشان بگردان! زیارت كربلا نصیب‌شان بگردان! ‌صدام ولشکرش را، نابودشان بگردان! معلولین و مجروحین، شفا عنایت فرما!

 

 

 

 

 





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 مهر 1392 توسط خادمین شهدای وینیچه
طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}